در معرفی «فهم همجنس‌گرایی ایرانی» نوشته‌ی مهدی طائف

تاریخ نشر : | ویرایش : Saturday 20 April 2013 15:17

در معرفی «فهم همجنس‌گرایی ایرانی» نوشته‌ی مهدی طائف[1]

نوشته‌ی ایاز مرهونی

http://www.gilgamishaan-books.org

http://ketabkhaneh88.blogspot.com

 

«فهم همجنس‌گرایی ایرانی» مجموعه مقالاتی است که از سال 1385 توسط مهدی طائف نوشته شده است. او مقالاتی از آثار منتشر شده‌ی خود در رسانه‌های گوناگون را برگزیده است که می‌توانند پرتوی بر مسئله‌ی همجنس‌گرایی ایرانی به مثابه‌ی مسئله‌ای هرمنوتیک بیافکنند؛ یعنی اینکه چگونه می‌توان همجنس‌گرایی را در تاریخ‌اش درک کرد.

در نخستین مقاله، او برداشت‌هایی تاریخی از میل همجنس‌گرا ارائه می‌دهد برای فهم اینکه چگونه جنبش معاصر همجنس‌گرایی در قیاس با گذشته به‌عنوان پدیده‌ای مدرن متولد شده است. او از این تزِ فوکو استفاده می‌کند که می‌گوید فرهنگ همجنس‌گرایی معاصر به عنوان یک پدیده‌ی جدید ساخته شده است. همجنس‌گرایی از اعصار گذشته وجود داشته است، اما فرهنگ همجنس‌گرایی مدرن یک پدیده‌ی نو است که اخیراً در ایران تجربه شده است. بنابراین نویسنده میان شاهدبازیِ کلاسیک که اغلب نوعی عشق به پسربچه‌هاست با همجنس‌گرایی که یک فرهنگ جدید است، تمایز قایل می‌شود.

البته این به معنی نفی میل همجنس‌گرایی در اعصار گذشته نیست آن‌گونه که سیروس شمیسا در کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» می‌خواهد بگوید. نویسنده در دومین مقاله، به نقد کتاب شاهدبازیِ شمیسا در چارچوب یک دیدگاه کوییر می‌پردازد. گویا پیشداوری‌هایی هوموفوبیک در کار شمیسا وجود دارد. او معتقد است که میل همجنس‌گرا به‌عنوان یک محصول وارداتی از فرهنگ ترکی وارد ایران شده است.

در سومین مقاله نویسنده برخی از پیشداوری‌های هوموفوبیک که در روشنفکران ایرانی مانند احمد شاملو، سیروس شمیسا و عبدالکریم سروش و دیگران وجود دارد را نشان می‌دهد. آن‌ها آگاهانه یا ناآگاهانه زبانی هوموفوبیک را به کار می‌برند که به شکلی غیراخلاقی برای طرد همجنس‌گرایی به مثابه‌ی امری زشت یا بیماری استفاده می‌شود. شاهد تلاش می‌کند تا چنین ادبیات هوموفوبیکی را به‌عنوان پیشداوری‌های ناعادلانه به ثبت برساند.

در چهارمین مقاله، نویسنده تمایزگذاری دیگری را برای فهم بهتر همجنس‌گرایی ایرانی به کار می‌گیرد. او اصطلاح همجنس‌ستایی را به کار می‌برد تا آن را از همجنس‌گرایی به عنوان امری مدرن متمایز سازد. همجنس‌ستایی کاملاً به فرهنگ همجنس‌گرایانه‌ای که ما می‌شناسیم، پایبند نیست. همجنس‌ستایی تنها یک ستایش سکسیتی است که از همجنس به عنوان موجودی بهتر و برتر صورت می‌گیرد. همجنس‌ستایی از نفرت در برابر جنس مخالف صبغه یافته است. همجنس‌ستایی از نفرت به عنوان یک میل منفی و نه مثبت، قوت می‌گیرد. فرد همجنس‌ستا معمولاً متعهد به یک خانواده‌ی دگرجنس‌گرا است اما همجنسِ خود را به مثابه‌ی معشوق می‌ستاید. به همین علت است که فاشیست‌ها و بنیادگرایان که از فرهنگی پدرسالار می‌آیند، عاشق مردانند اما همجنس‌گرایان را نیز می‌کشند.

برای آن‌که بر پدیده‌ی همجنس‌گرایی به عنوان فرهنگی مدرن پرتو افکنده شود، نویسنده یک مدل توصیفی پدیدارشناختی را برای فهم تجارب جامعه‌ی گی‌ها می‌آزماید. روش پدیدارشناختی که در این‌جا استفاده می‌شود با برخی بینش‌های فلسفی رنگ‌آمیز شده است که از هوسرل وام گرفته شده‌اند. شعار پدیدارشناختی «به سوی خودِ چیزها» است و در این‌جا با دیدگاهی کوییر جابه‌جا شده است که می‌خواهد در مورد معنای زندگی گی‌های ایرانی بی‌شرمانه سخن بگوید. نویسنده این چارچوب را در دو مقاله می‌سنجد. یکی از آن‌ها طرحی از متد می‌دهد و آن را در مورد جامعه‌ی گی‌های ایرانی اعمال می‌کند و دیگری این جامعه را در فضاهای مجازی توصیف می‌کند.

در آخرین مقاله، نویسنده نتیجه‌ای دیالکتیکی از مباحث پیشین استخراج می‌کند. او معتقد است که یک سیر دیالکتیکی در تاریخ همجنس‌گرایی وجود دارد. در این دیالکتیک آنچه حرکت از تز به‌سمت آنتی‌تز و سنتز را موجب می شود  «رهایی میل» است. در بادی امر شاهدباز را داریم که مرد را به عنوان جنس برتر می‌ستاید. در این مرحله نوعی بیزاری در برابر جنس مخالف وجود دارد که میل همجنس‌گرا را تقویت می‌کند. این امر به فرهنگ همجنس‌گرا در دوره‌ی اخیر تغییر شکل می‌دهد. در مرحله‌ی همجنس‌گرایی بُعد منفی میل با ماهیتی مثبت جابه‌جا می‌گردد؛ بیزاری از جنس مخالف تبدیل به علاقه به همجنس می‌شود. هرچند فرهنگ همجنس‌گرایی مرزهای همجنس‌گرایی را با طرد برخی از اشکال جنسیت معین می‌سازد. برای مثال گی‌ها، ترنسکشوال‌ها را تحت عناوین هوموفوبیکی مانند «اواخواهر» طرد می‌کنند. در این مرحله، همجنس‌گرایی هنوز از یک بیزاری برانگیخته می‌شود. آن‌گونه که شاهد پیشنهاد می‌کند، در مرحله‌ی سنتز ما می‌توانیم از بیزاری کاملاً فراتر رویم. این یک مرحله‌ی آرمانی است که در همجنس‌گرایی ایرانی تجربه نشده است اما نویسنده این مرحله را به‌عنوان غایتی پیشنهاد می‌کند که می‌تواند مانند یک اصل هنجاری یا تنظیمی در مباحث فرهنگی برای نقد جامعه همجنس‌گرا به کار گرفته شود.

کتاب «فهم همجنس‌گرای ایرانی» را نویسنده در هفت فصل و یک مقدمه نگاشته است. این کتاب را انتشارات «گیلگمیشان» در بهار 2013 میلادی در تورنتو کانادا منتشر کرده است.



.[1] مهدی طائف، به گفته‌ی وکیل تسخیری وی در گفتگو با حسین علیزاده از آیگلهرگ، در سال ۲۰۰۷ به اتهام «تجاوز» جنسی با همجنس، با وجود آنکه شاکی شکایت خود را پس گرفت، اعدام شد. نویسنده، کتاب خود را برای به یاد ماندن نام یکی از قربانیان قوانین جنسی در ایران به نام او منتشر می‌کند.


Balatarin

دیدگاه شما