در آغوش سفرهای دیگران: نگاهی به «فرار از چهارچوب شیشه‌ای» سروده‌ی رامتین شهرزاد

تاریخ نشر : | ویرایش : Saturday 20 April 2013 15:17

نهال نوریان

http://nahalonlinereview.blogspot.co.uk/

 http://www.gilgamishaan-books.org

http://ketabkhaneh88.blogspot.com

 

«گفتی با مرگ کشتی بگیریم یا

خندیدی به دویدن‌هایی دست ‌انداخته بر شانه‌های هم

کنار ساحلی که دریایش بی‌صداتر از تپش‌های قلب‌هایمان

بر ماسه‌ها می‌خفت

دست انداخته بر تصویری که نقش زده شده بود

از گذشته‌هایی که... گفتی باز هم فرار کنیم یا

...

دریا به ساحل کوبید و گردباد از چشم‌هایت گریخته بود

برگشتم به سمتت و فقط تاریکی هراسان می‌وزید

در نسیم‌هایی یخ‌بسته»

بدون نگاه کردن به عنوان کتاب و نام شاعر، تصور تعلق این شعرها به دوران شاعران میانه‌ی قرن نوزدهم دور از تصور نیست یا اگر به جلوتر گام نهیم و کمی تاریخ شعر را ورق بزنیم، می‌توان سبقه‌ای نئورمانتیکی برای این شعرها قائل شد. این همانندی فارغ از ارزش‌گذاری، حال و هوایی به شعرها می‌دهد که می‌توان تفاوت هم‌زمانی را احساس کرد جدای از این‌که این تفاوت، خواننده را به کدام راه می‌کشاند و چه شباهتی را یادآور می‌شود.

چیزی که ویژگی عمده‌ی تمام کارهای این دفتر است، پیدا کردن هستی دیریاب است شاید همان حضوری که به‌واسطه‌های فراوان مخدوش شده و مورد حجوم قرار گرفته است. زیست راوی آن‌چنان مورد ابهام حتا برای خود اوست که برای اثبات بودگی باید به هر موقعیت حاضر در واقعیتی چنگ بزند همان‌طور که این دست‌آویز برای دیگرانی که هستی همجنس‌خواهانه‌ی در خفا دارند، دور از ذهن نیست. شعرهای این مجموعه صرفن به موضوع‌های مربوط به زیست فردی یا گرایش جنسی شاعر باز نمی‌گردند ولی سایه‌ی این زیست، در هر سطر به چشم می‌خورد حتا آن‌زمان که شاعر از تجربه‌های مشترک جمعی می‌گوید، او از تجربه‌ای حرف می‌زند که مازاد بر دیگران زیسته است چراکه او درست در همان زمان وقوع تجربه‌ی زیسته‌ی همگانی، در پنهان‌کاری خود می‌کوشیده است. در این شرایط، دید او و برداشت او متفاوت خواهد بود و شاید جامعه‌ی غرق در پندارهای تک‌محوری و خطی، لازم داشته باشد تا نگاه‌های حاشیه‌ای خود را هم ببیند اگرچه حاشیه آن‌قدر ضرورت نگریستن و اهمیت بازتولید دارد که پندار مسلط را می‌تواند به حاشیه براند. این شعرها لازم است که چند بار خوانده شوند و جدای از ساخت شعری و موارد مربوط به تکنیک‌های شاعرانه، هر بار خواندنشان به سویه‌ای برده شود تا بتوان در آن سویه، به زیست شاعر ورود کرد.

شعرهای این کتاب در سه بخش مجزا به نام‌های «خودانگیختگی‌های دیگر: سقط زمان»، «خودانگیختگی‌های سایه: برهان قاطع» و «خودانگیختگی‌: پاره‌های خورشید» آمده‌اند. پس از پاس‌داشت و تقدیمی مفصلی در صفحه‌ی شش کتاب، درنهایت با پاره‌ی نخست شعرها رویارو می‌شویم و متن اصلی کتاب این‌چنین آغاز می‌شود. «رامتین شهرزاد» نامی است که بر روی این مجموعه‌ی شعر حضور دارد که در فضای سایبری پیش از این هم حضور قابل توجهی داشته است. رامتین جدای از وبلاگ شخصی خود، سه کتاب دیگر را در «کتابخانه‌ی دگرباش» در حوزه‌ی شعر و برگردان شعر در پرونده دارد و همین‌طور از این نام در حیطه‌ی مربوط به اقلیت‌های جنسی باز هم می‌توان سراغ گرفت. او کتاب شعر «قایم‌باشک‌ِ ابرها» و دو کتاب برگردان شعر با نام‌های «خاکستری‌های آبی» و «آمریکا» را در «کتابخانه‌ی دگرباش»[1] منتشر کرده است. اگرچه هنوز آن‌طور که باید ادبیات مربوط به حوزه‌ی اقلیت‌های جنسی جدی گرفته نشده است ولی آرام‌آرام زمزمه‌هایی از شنیدن نام‌های حرفه‌ای‌تر با برون‌آیی مشخص در این حوزه، به گوش می‌رسد.

«انسانی از من بلند شد و انسانی دیگر به‌سمتم

در خواب‌های دیگران زندگی می‌کنم

با چشم‌هایی پوسیده‌ی آرزوهایی ساده

با چشم‌هایی ساده

به‌سمت انسانی که دیگران من نمی‌شد

می‌خندیدم و می‌رقصیدم و چقدر ساده بود

همه‌چیز کابوس‌هایی بود

در هنگامه‌ی مستی

 

انسانی از من دور شد و حیوانی میان نفس‌هایم

در رخت‌خواب‌های دیگران زندگی می‌کنم

با بدنی پیچ‌خورده در خاطره‌های گذشته‌هایی

...»



[1] http://www.gilgamishaan-books.org/Books.aspx


Balatarin

دیدگاه شما