یک تجربه‌ی مستقیم: روان‌درمانی در ترکیه

تاریخ نشر : | ویرایش : Tuesday 21 May 2013 03:04

نوشته‌ی میم، پناهجوی همجنسگرای مقیم ترکیه

روند درمان و بهبودی کامل بیماری‌های خاص در مورد پناهجویان مقوله‌ای پیچیده و در برخی از موارد غیر قابل انجام است. عدم تشخیص درست و به‌موقع و یا نواقص پیگیری‌های پزشکی در برخی موارد موجب ایجاد ناراحتی‌های بسیاری برای پناهجویان می‌گردد که با توجه به رایگان بودن اغلب هزینه‌های درمانی در بیمارستان‌های دولتی کشور پناهجوپذیری نظیر ترکیه، باز هم منجر به درمان کامل یا رفع بیماری نمی‌گردد.

برای مثال یکی از شایع‌ترین مشکلات پناهجویان ناراحتی و مشکلات عدیده روحی و روانی است که با توجه به فشار جامعه‌ای که از آن خارج گردیده‌اند، موضوعی به دور از انتظار نیست. پناهجویان دگرباش به طور خاص به دلایل اجتماعی خاص و گرفتاری‌های که از دوران نوجوانی و جوانی با آن درگیر هستند، نه تنها به کمک مشاوره و روانکاوی حرفه‌ای نیازمند می‌باشند، بلکه در بسیاری از موارد احتیاج مبرمی به درمان‌های داروی و تخصصی‌تری دارند. حال با بررسی موقعیت کشوری مانند ترکیه و هزینه‌های احتمالی که این‌گونه درمان‌ها در بر دارند، تنها راه کمک‌گیری از این‌گونه روان‌درمانی‌ها مراجعه به کلینیک روانپزشکی بیمارستان‌های دولتی است که در آنجا پزشک درمان‌گر بدون اطلاع از اوضاع اجتماعی موجود در کشور مبداء پناهجو و عدم تسلط به زبان انگلیسی به‌عنوان زبان بین‌المللی در نهایت قادر به تشخیص و یا ارائه مشاوره و حتی درمان نمی‌باشد که در برخی موارد با تجویز داروی نادرست، منجر به تولید مشکلات بیشتری نیز می‌گردد. از طرفی ارائه کمک‌های روان‌کاوی از دفتر یوان‌اچ‌سی‌آر به همراه مترجم، تنها در شهر آنکارا مقدور است که جدای از هزینه رفت و آمد و سختی راه، برای فرد نیازمند و مدت زمان کوتاه ویزیت توسط دکتر، هیچ‌گونه بازدهی مناسبی را به همراه نخواهد داشت و بیشتر شبیه نوعی رفع تکلیف از سوی این سازمان می‌باشد.

اکنون بهتر است نگاهی کوتاه به اهمیت نیاز به رفع مشکلات روحی و روانی پناهجویان دگرباش بیاندازیم. یک پناهجوی دگرباش که دارای مشکلات روحی و روانی است، در مدت دوران پناهجویی خود، نه تنها با جامعه بیگانه و همجنسگرا ستیز دیگری روبه‌رو است، بلکه ترس از آینده در کشور مقصد، باعث تولید استرس، تنش و اضطراب و دلهره بیشتر در فردی که از عدم ثبات روحی برخوردار است، می‌گردد که در آخر می‌تواند منجر به بروز ناراحتی‌های بیشتری و بروز ناهنجاری‌های اجتماعی در فرد بگردد. این مشکلات به همراه ناراحتی‌هایی که از کشور مبداء با پناهجو همراه بوده‌اند، در نهایت یک فرد بیمار را روانه کشور سوم می‌گرداند که به جای شروع یک زندگی جدید، آرام و سالم همراه با سلامت ذهن و روان، باید به دنبال تقاضای کمک‌های درمانی از کشور جدید باشد و چه بسا چندین سال اقامت اولیه خود را در سردرگمی و ناراحتی به سر ببرد. همچنین عدم رسیدگی به این مشکلات در دوران پناهجوی، یعنی در بازه‌ی زمانی که میانگین آن دو سال است، در اکثر موارد تشدید بیماری و ناراحتی و بروز مشکلات بیشتری را در پی خواهد داشت.

در پایان، برای بهبود وضعیت کنونی و امکان دسترسی مناسب به خدمات روان درمانی، سازمان‌های حمایتی دگرباشان و پناهجویان می‌توانند با رایزنی‌های چند جانبه و کمک گرفتن از سایر سازمان‌های مرتبط، شرایط مناسب‌تری را در این خصوص ایجاد نمایند. درمان یک دگرباش ایرانی، درمان جامعه دگرباشان ایرانی را به همراه خواهد داشت. احقاق حقوق دگرباشان ایرانی نیازمند به حضور و مشارکت دگرباشان سالم و فعال می‌باشد. به امید رهایی از ظلم و ستم و فشارهای اجتماعی کنونی بر روی جامعه دگرباش ایرانی...


Balatarin

دیدگاه شما