نگاهی به ارتباط روانشناسی و حقوق در زندگی همجنسگرایان ایران

تاریخ نشر : | ویرایش : Tuesday 23 July 2013 00:55

نوشته مهدی سزاوار

mehdisezavar@gmail.com

برای زندگی یک همجنسگرا و احقاق حقوق او در ایران، چالش‌های زیادی وجود دارد که وقتی ما از نگاه حقوقی به این چالش‌ها که منجر به صدمات جسمی و روانی فراوانی شده است نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که به‌طور روزمره برای عبور یا مواجهه با این بحران‌ها گاه به مشاور حقوقی و گاه به مشاوره‌ی یک روانپزشک یا روانشناس نیازمند می‌باشد. اینجا است که به رابطه‌ی تنگاتنگ این دو رشته و تاثیر متقابل مفاهیم آن‌ها بر یکدیگر پی می‌بریم و شدت این تاثیر زمانی است که بخواهیم وضعیت حقوقی یک همجنسگرای ایرانی یا سایر اقلیت‌های جنسی را در ارتباط با مفاهیم روانشناسی و آموزه‌هایی که از کلینیک‌های مشاوره‌ی ایرانی برای زندگی بهتر و کمک به سلامت روانی این افراد می‌شود را در مقایسه با واقعیت‌های حقوقی جامعه‌ی ایرانی ببینیم.

مسائل مورد بحث در این مقاله که به آن می‌پردازیم به شرح زیر است:

1 – تعریف علم حقوق و روانشناسی و رابطه‌ی‌ این دو رشته با یکدیگر

2 – سلامت روانی

3 – مشکلات یافتن روانشناسی که درک صحیحی از همجنسگرایی داشته و خود دچار آسیب روانی دیگر به نام همجنسگرا هراسی یا همجنسگرا ستیزی نباشد.

4 – لزوم آگاهی روانشناس از توانایی و محدودیت‌های قانونی زندگی همجنسگرایان در ایران.

تعریف حقوق و علم روانشناسی و روابط این دو علم با یکدیگر

برای آشنایی بیشتر به بحث مورد نظر تعریف کوتاهی را از هر دو علم مذکور و روابط آن‌ها با یکدیگر به میان می‌آوریم.

الف. تعریف علم حقوق:

مجموع قواعدی که بر اشخاص، از این جهت که در اجتماع هستند، حکومت می‌کند. انسان موجودی است اجتماعی که میان همگنان خود به سر می‌برد. به حکم طبیعت، شخص در اجتماع کوچک پدر و مادر زاده می‌شود و در سایه مراقبت و تربیت این گروه نیازهای مادی و معنوی خویش را تامین می‌کند. ولی، پس از دوران کودکی نیز او با دیگران زندگی می‌کند و با همکاری آنان به خواست‌های خود می‌رسد.

انسان اندیشمند از آغاز خودشناسی دریافت که بقای اجتماع او با آشوب و زورگویی امکان ندارد و ناچار باید قواعدی بر روابط اشخاص، از جهتی که عضو جامعه‌اند، حکومت کند و امروز مجموع این قواعد را «حقوق» می‌نامند.

ب. تعریف علم روانشناسی

بر کسی نو بودن علم روانشناسی پوشیده نیست و شاید یکی از افتخارات این علم همین صفت آن می‌باشد. روانشناسی، علم مطالعه رفتار و فرآیندهای روانی می‌باشد. رفتار به فعالیت‌ها و اعمالی اشاره دارد که قابل مشاهده و قابل اندازه‌گیری هستند، مانند صحبت‌کردن و راه‌رفتن اما فرآیند‌های روانی به اعمالی اشاره دارد که به صورت مستقیم قابل دیدن نیست و نمود آن‌ها را می‌توان در رفتار و دیگر فرایندها مشاهده کرد، مانند تفکر و هیجان! روانشناسی امروز به حدود 54 رشته و شاخه متفاوت از قبیل روانشناسی بالینی، روانشناسی کودکان استثنائی، روانشناسی صنعتی و سازمانی، روانسنجی، روانکاوی، روانشناسی مهندسی، روانشناسی فیزیولوژیک و... تقسیم شده است! روانشناسی به مطالعه‌ مفاهیمی مانند هوش، رفتار، هیجان‌ها (احساسات)، روابط درونی و شخصیتی فرد می‌پردازد.

پ. حقوق در کنار روانشناسی

از آن زمان که برای اولین بار واژه‌ی همجنس‌گرایی در ادبیات روانشناسی جای خود را در اجتماع در پی تلاش برای کشف عاملی ذاتی به عنوان ریشه این پدیده پیدا کرد، اولین گام نزدیکی این مفهوم روانشناسانه به مسایل حقوقی بود که اکثر جوامع حقوقی درگیر پیدا کردن انواع مجازات‌ها به اشکال مختلف بودند.

نکته‌ای که در اینجا به چشم می‌خورد رابطه‌ی مطالعات این علم با سایر علوم دیگر مانند حقوق موضوع مورد بحث این مقاله است. در نگاه اول در رابطه این دو علم اولین چیزی که به ذهن متبادر می‌شود همان مطالعات جرم شناسانه در علم حقوق است که بسیار روابط نزدیکی با مطالعات روانشناسی دارد.

پاسخ به سوالاتی همانند جرم چیست و مجرم کیست و علل ظهورجرم خاص در یک اجتماع چیست و... ولی در اینجا موضوع دیگری مد نظر ما است که چهره‌ای دیگر از نزدیکی این دو علم را آشکار می‌کند و آن تلاش برای رسیدن به سلامت روانی زیر سایه‌ی مفاهیم متقابل این دو رشته در زندگی یک همجنسگرا می‌باشد.

اگر امتداد زندگی یک همجنسگرای ایرانی مورد بررسی قرار دهیم مشاهده می‌شود که واقعیت‌های فرهنگی و اجتماعی و باورهای دینی و وضعیت حقوقی یک کشور در سرنوشت فرد بسیار موثر است حال اگر تناسب این مفاهیم یا زندگی فرد در نظر گرفته نشود، سرانجام خوشی در انتظار نخواهد بود به ویژه اگر این فرد از جامعه‌ اقلیت جنسی باشد که در اینجا بحث ما تاثیر و لزوم ازتباط مفاهیم روانشناسی و حقوقی با یکدیگر در ارتباط با همجنسگرایان در ایران است.

سلامت روانی چیست؟

تعریف سازمان بهداشت جهانی سلامت روانی را اینگونه تعریف کرده است:

سلامت روانی عبارت است از کیفیت زندگی یک فرد که می‌تواند توانایی‌های خود را شناسایی کند و با استرس‌های روزمره به‌راحتی کنار بیاید. یک فرد سالم از لحاظ روانی باید بتواند به‌راحتی کار کند و با جامعه در مشارکت باشد. بر اساس این تعریف، شاخص‌های رفتاری فردی با سلامت روانی به شرح زیر می‌باشد:

-        نسبت به خود احساس آرامش دارند و احساس امنیت می کنند.

-         توانایی خود را در حد واقعی ارزیابی می‌کنند

-         به خود احترام گذاشته و کمبودهای خود را پذیرفته

-         به حقوق دیگران احترام می‌گذارند.

-        می‌توانند به دیگران علاقه‌مند شوند و دیگران را دوست بدارند.

-        می‌توانند احترام و دوستی دیگران را جلب کنند.

-        می‌توانند نیازهای خود را برآورده سازند و برای دشواری‌های خود راه‌حل پیدا کنند.

حال با توجه به تعریف و شرایط بالا تا حدی می‌توان دور یا نزدیک بودن به این تعریف را سنجید. شاید تعریف سازمان جهانی بهداشت را بتوان یک تعریف عمومی نامید وشاید در تمامی جوامع صدق نکند، به عنوان مثال سطح استرس وارده به فردی که در یک کشور با اقتصاد ضعیف زندگی می‌کند، به مراتب بیشتر از افرادی است که در جوامع پیشرفته زندگی می‌کنند، ولی با نگاه کلی خود معیاری است برای سنجش شرایط یک کشور جدا از ویژگی‌های خاص آن.

مراجعه به روانشناس در ایران هنوز با مشکلات فرهنگی روبه‌رو است تا آنجایی که عده‌ای رفتن به مرکز مشاوره را به معنای امضای سندی مبنی بر داشتن بیماری روانی می‌پندارند که در سال‌های اخیر تلاش‌هایی از طرف انجمن‌های روانشناسی خارج و داخل ایران برای از بین بردن این فرهنگ شده است.

روانشناسی بدون آسیب روانی

اینکه درگیری‌های روزمره شخصی که با هویت جنسی‌اش در خویشتن خود یا تطبیق آن با اجتماع مشکل دارد در یک سو و در سویی دیگر مراجعه به روانشناسی برای حل بحران‌های روانی این مسئله و رسیدن به سلامت روانی برای یک زندگی سالم و آرام در یک نگاه شاید پیچیده به‌نظر نیاید، ولی گذر از هر یک از این مراحل فرآیندی پیچیده است که همراه با تضییع حقوق فردی است که در این ماجرا تنها برای رسیدن به سلامت روانی خویش کوشش کرده است.

در فرهنگی که مراجعه به روانشناس و مشاوره گرفتن برای زندگی آسوده‌تر در نگاه سنتی جامعه، برچسب بیماری را به خود انگاشتن است، مراجعه‌ی یک همجنسگرا به روانشناس برای درک صحیح‌تر از زندگی در صورتی که این مرکز مشاوره زیر نظر کدام ارگان دولتی یا غیردولتی اداره می‌شود یا اینکه مرکز مشاوره‌ی عمومی یا خصوصی تسلط کافی برای برخورد و حل این ماجرا را دارد، دغدغه‌هایی است که اگر درست پیش نرود، خود آسیب‌هایی جدی‌تر از آسیب‌های اجتماعی در پی خواهد داشت.

متاسفانه بسیاری از همجنسگرایان و سایر اقلیت‌های جنسی در ایران بارها با این تجربه‌ی تلخ مواجه شده‌اند که برای حل دغدغه‌ها در جامعه‌ای که از هر جهت در این زمینه مواضع تندی دارد و برای رسیدن به درک بهتر به روانشناس مراجعه می‌کنند و حال ممکن است این روانشناس خود دارای آسیب‌های روانی دیگری به نام همجنسگرا هراسی یا همجنسگرا ستیزی باشد و گاه بسته به عقاید مذهبی یا وابستگی سیاسی خود نه تنها گره‌ای از کار را باز نکند، بلکه فرد را در میان کلافی سردرگم رها سازد. این بسیار سخت است که فردی از جامعه‌ی اقلیت جنسی از سوی متخصصین و مشاوران روانشناسی هم طرد شود.

متاسفانه بسیاری از همجنسگرایان هنگام برخورد با مراکز مشاوره این را شاهد بوده‌اند که متخصصین این رشته از واژه‌های درست و علمی در شأن افراد مطابق با استانداردهای رشته‌ی خود استفاده نکرده‌اند. برای مثال در بسیاری از پرونده‌های همجنسگرایان در ایران به جای کلمه‌ی «همجنسگرا» از «همجنسباز» استفاده شده است که وقتی پرونده‌های ایشان در خارج از کشور مورد بررسی قرار گرفت، مورد تعجب بسیاری از روانشناسان خارج از کشور بود.

آسیب رفتار ناشایست یا بدون تسلط کافی به این موضوع از هر آسیب و دشواری اجتماعی و فرهنگی دیگری سخت‌تر و دامنه‌ی تخریب وسیع‌تری بر زندگی فرد خواهد داشت.

لزوم درک روانشناس از قوانین کشور در مورد همجنسگرایی

یکی از مهمترین مسایلی که در زمینه‌ی زندگی همجنسگرایان در رابطه با متخصصان روانشناسی وجود دارد، توصیه‌های روانشناسان ایرانی برای کمک به بهبود زندگی یک همجنسگرا در ایران است که در مواردی دیده می‌شود این توصیه‌ها با واقعیت‌های حقوقی یک کشور متناسب نیست و گاهی در تضاد کامل با قوانین است و عمل به این توصیه‌ها مترادف یا ساخت سندی برای محکومیت و مجرمیت فرد است.

بعد از تمام دشواریی‌هایی که یک همجنسگرا برای پیدا کردن روانشناسی که او را انکار نکرده و نسبت به هویت او موضع گیری نکند متحمل می‌شود، موضوع دیگر لزوم آشنایی نسبی این روانشناس با قوانین کشور در مورد خطرات احتمالی است که ممکن است با تجویز راهکارهایی که برای تعادل بهتر زندگی فرد، متناسب با هویت متفاوت جنس او ارائه می‌دهد، رفته رفته این جلسات مشاوره فرد را در بیرون از جلسه‌ی گفتگو به مجرمی تمام عیار از نگاه قانون تبدیل کند. هرچند که این ضعف و اجحاف از سوی قانون است ولی نیاز است محدودیت‌ها و امکانات قانونی هر دو سوی این ماجرا را بسنجیم و با این سنجش گوشه‌ای دیگر از سختی‌هایی که همجنسگرایان و دیگر اقلیت‌های جنسی در ایران متحمل می‌شوند را آشکار کنیم.

برای مثال همجنسگرایی که سال‌ها هویت خود را با ترس و اظطراب و ناشناختگی به دوش کشیده حال با توصیه‌ی روانشناس خود که او را درک می‌کند و بیمار یا منحرف نمی‌داند می‌خواهد به جمع دوستانی چون خود برای و کسب مهارت زندگی با مفاهیم هویت جنسی‌اش برود. همزمان با این توصیه‌ی روانشناس اتفاق حقوقی دیگری در جریان است که به محض ورود و تلاش برای تعامل با دیگر همجنسگرایان از سوی شخص، با چندین عناوین مجرمانه بر اساس قوانین مختلف مدنی و جزایی و رایانه‌ای مواجه است که اگر همراه با تشویق مشاوره‌ی روانشناسی نامتناسب به وضعیت حقوقی کشور همراه شده باشد حتماً با مشکلات جدی و مجازات کیفری مواجه خواهد شد.

بی‌توجهی به قوانین و مقررات و بازتاب آن در جامعه و خلاصه‌تر ناآگاهی از حقوق شهروندی مشکلی فراگیر در ایران است که تنها شامل موضوع مورد بحث ما نیست، ولی آنچه که از جامعه‌ی روانشناسی ایران به دلیل تخصص خود که انتظار می‌رود دارای درک بهتری از مسئله‌ی همجنسگرایی باشد و بارها هم شاهد آن توسط روانشناسانی دلسوز بوده‌ایم این است، جامعه‌ی اقلیت جنسی ایران که از خارج و داخل کشور همه‌ی نهاد‌های اجتماعی را سعی دارد به خود وحقوق خود متوجه کند، از روانشناسان آگاه به‌عنوان یکی از اهرم‌های موثر در رسیدن به برابری حقوقی خود در این مسیر می‌خواهد تا با دقت نظر به پیچیدگی‌های زندگی همجنسگرایان در ایران این جامعه را متوجه لزوم تناسب مشاوره‌ها با قوانین داخلی ایران کند که فردی که سال‌ها اسیر سختی‌های شناخت هویت جنسی خود بوده و سعی دارد پله پله خود را از استرس و افسردگی و اضطراب و عذاب وجدان رها کند، ناگهان خود را در میان عناوین مجرمانه‌ی پیچیده در میان قوانین جزایی ایران نبیند که ناشی از درک ناصحیح مفاهیم حقوقی و روانشناسی باشد.

اینجا تصویری از عجین شدن این دو رشته‌ی علمی است که در زندگی یک همجنسگرا که برای رسیدن به سلامت روانی و آرامش به‌عنوان حقی از حقوق تمام انسان‌های آزاد، نمود پیدا می‌کند و این فرصتی است که نزدیک شدن علوم و رشته‌های علمی مختلف را برای خدمت به زندگی بهتر و در شأن تمام انسان‌ها ببینیم.

فهرست منابع:

1 – مقدمه‌ی علم حقوق دکتر کاتوزیان

2 – قانون مجازات اسلامی

3 – ترجمه‌ی فارسی اساسنامه‌ی سازمان بهداشت جهانی

4 – مقاله‌ی روانشناسی رشد دکتر مجد

5 – حقوق جزای عمومی دکتر اردبیلی


Balatarin

دیدگاه شما