نگاهی کوتاه به گزارش چهارمِ احمد شهید

تاریخ نشر : | ویرایش : Saturday 20 April 2013 03:21

نوشته‌ی مهدی سزاوار – ادمین صفحه‌ی «همجنسگرا و حقوق» در فیس بوک

mehdisezavar@gmail.com

https://www.facebook.com/LGBTLawforIran

 

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، یکی از نهادهای سازمان ملل و از ارکان فرعی مجمع عمومی ملل متحد است که وظیفه آن، نشان دادن موارد نقض حقوق بشر می‌باشد. این شورا همزمان با انحلال نهاد سلف‌اش، یعنی کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، ایجاد شده ‌است. در ۱۵ مارس ۲۰۰۶ مجمع عمومی قطعنامه مهمی برای ایجاد شورای حقوق بشر به‌منظور جایگزینی با کمیسیون حقوق بشر تصویب کرد.

عضویت در شورای حقوق بشر برای تمامی اعضای سازمان ملل آزاد است. مجمع عمومی اعضای شورا را از طریق آراء مستقیم هر یک از کشورها، به تنهایی و به‌واسطه اکثریت ۹۶ رأی انتخاب می‌کند. برای هر یک از کاندیداها، رأی‌گیری مجزا است و هر کشوری که حمایت ۹۶ کشور را، یعنی اکثریت کشورهای عضو ملل متحد و نه فقط کشورهای حاضر در زمان رأی‌گیری را به‌دست نیاورد، نمی‌تواند به‌عنوان عضو شورا انتخاب شود. بنابراین منطقه آن کشور، باید کاندیدای دیگری معرفی کند.

پس از حوادث انتخابات 1388 در ایران و موارد علنی نقض حقوق بشر، شورای حقوق بشر، احمد شهید را مامور به رسیدگی و تهیه‌ی گزارش در خصوصِ وضعیت حقوق بشر در ایران کرد. این مسئله باعث شد دقت بیشتری به زوایای آشکار و پنهان نقض حقوق بشر بشود که تا امروز منجر به صدور چهار گزارش شده است.

رفتارهای نابه‌سامان و غیرقانونی حتی مخالف با قانون اساسی خود کشور، دنیا را متوجه چهره و شیوه‌ی نقض حقوق بشر کرد و این در صورتی است که قشر دیگری از جامعه‌ی ایرانی از مدت‌ها قبل طعم این بی‌عدالتی را در حق خود چشیده بود و نسبت به وضعیت خود هشدارهای جدی داده بود؛ هشدارهایی که در بیرون از این جامعه جدی گرفته نشدند تا این‌که این اجحاف به تمامیِ پیکره‌ی جامعه سرایت کرد. این بخش از اجتماع، قشری جز «جامعه‌ی اقلیت جنسی ایران» نیست. بهانه‌ی دقت در این حوادث منجر به مطرح شدن صدای جامعه‌ی دگرباش ایرانی هم شد که نهایتاً در گزارش چهارم گزارش‌گر ویژه‌ی شورای حقوق بشر سازمان ملل در خصوص نقض حقوق بشر در ایران بازتاب یافت.

آنچه که اهمیت دارد، در گزارش چهارم برای اولین بار به نقض گسترده حقوق اقلیت‌های جنسی اشاره شده است. اقلیتی که در مقابل معذوریت خاص زندگی خود، از لحاظ فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و سیاسی و حقوقی، آسیبی جدی و گاه جبران‌ناپذیر را تحمل می‌کند ولی به دلیل همین مشکلات، ناتوان از پیگیری و پیگرد اشخاصی است که در حق ایشان اجحاف می‌کنند. برای نمونه به ذکر مواردی برای روشن شدن مطلب پرداخته می‌شود:

1 – استفاده از شیوه‌های غیرقضایی اطلاعاتی و امنیتی برخلاف قانون یا خارج از حیطه‌ی قانون که دلیل پنهان بودن این مسئله از سوی ناظران بین‌المللی را همین شیوه‌ی رفتار به پرونده‌های آن‌ها از سوی حکومت است که به دلیل عدم ثبت در نهادی خاص و بی‌بازتابی آن‌ها در رسانه‌ها و مجامعِ خارج از کشور و سکوت خودِ آسیب‌دیدگان، تضییع حق ایشان را در ظاهر عادی و یا پنهان از دید جامعه‌ی داخل و خارجِ ایران می‌سازد.

2 – عدم انعکاس خبری این بی‌عدالتی‌ها به خارج و گاه حتی بی‌خبری در داخل کشور همراه با تمام معذوریت‌های یک دگرباش از پیگیری پرونده‌ی خود، نهادهای حکومتی را در پایمال کردن حق آن‌ها جسورتر کرده است.

3 – سلب هرگونه حق با توجه به همین قوانین داخلی برای دگرباشی که در مرحله‌ی اتهام قرار می‌گیرد، مانند تفهیم اتهام به صورت قانونی یا عدم دسترسی به وکیلی که خود نسبت به جامعه‌ی اقلیت جنسی ستیز یا هراسی نداشته باشد.

4 – تهدید هریک از بخش‌های جامعه از طرف نهادهای امنیتی و حکومتی در صورت اعتراف یا حمایت یا دفاع از جامعه‌ی اقلیت جنسی ایران.

این موارد و بسیاری دیگر، بارها از سوی جامعه‌ی اقلیت‌ جنسی هشدار داده می‌شد ولی با بی‌تفاوتی دیگر اعضای جامعه مواجه شد که نهایتاً این شکل برخورد به کل جامعه گسترش یافت و تا امروز همچنان قربانی می‌گیرد.

سبک نگارش این گزارش، در عدم استفاده‌ی صریح از نام افراد آسیب‌ دیده و مصاحبه شده، تاییدی است بر این مطلب که در ایران نه تنها آزادی بیان وجود ندارد، بلکه اگر کسی به‌ویژه از جامعه‌ی اقلیت جنسی مشکلات خود را بیان کند، آزادی پس از بیان را هم از دست می‌دهد و تا زمانی که هر یک از ما به عنوان بخشی از جامعه‌ی ایرانی چه در داخل و یا خارج از هر قشر و حزب و دسته و گروه و گرایش در هر اقلیت و اکثریت نسبت به بی‌عدالتی در حق یکدیگر سکوت کنیم، هیچ یک از ما به آینده‌ای روشن زیر سایه‌ی عدالت و برابری و آزادی نزدیک نشده و به چنین حق‌هایی، نخواهیم رسید.

امید است که با وجود بیداری افکار عمومی ناشی از رسانه‌های ارتباط جمعی و حرکت دنیای امروز به سمت خانواده‌ای بزرگ، ساکن در دهکده‌ی جهانی، گرداگرد مفهوم برابری به‌عنوان مفهوم مشترک تمامی ما، شاهد تضییع آشکار و پنهان حق هیچ انسانی نباشیم.


Balatarin

دیدگاه شما