توضیح: این دفتر شعر در 65 صفحه در بهار 1388 به صورت الکترونیکی منتشر شده است.
http://www.gilgamishaan-books.org
http://ketabkhaneh88.blogspot.com

ثانیهها
اینگونه نگاه کردنت به چه معناست؟
ما برای گذران ثانیهها آمدهایم
ما برای فتح ثانیهها آمدهایم
مرا فراموش مکن من چهارچشمی تو را میپایم
آیا میخواهی با آن چنگال چشمهایم را در بیاوری؟
نکند در غذایم سم ریخته باشی
ما فقط برای گذراندن ثانیهها آمدهایم
ما فقط برای فتح ثانیهها آمدهایم
تختخوابت را آماده کردهای؟
چرا این ملافه سرتاسر قرمز است؟
چه بلایی میخواهی سر من بیاوری؟
آیا کمربندت به اندازه کافی محکم هست؟
ما اینجا فقط برای گذراندن ثانیهها آمدهایم
ما اینجا فقط برای فتح ثانیهها آمدهایم
درخشش سفید زیر لباسهای تو کورم نمیکند
تو همیشه در خانهات تفنگ نگاه میداری؟
این کاردهای میوهخوری چرا اینقدر تیز است؟
میدانستی من همیشه چاقو همراهم دارم؟
ناخنهایت را نشانم بده تو گیتار میزنی یا ...؟
ما امروز اینجا فقط برای گذراندن ثانیهها آمدهایم
ما امروز اینجا فقط برای فتح ثانیهها آمدهایم
اسم موسیقی دلخواهت چیست؟
میدانستی من صدای بلندی برای فریاد زدن دارم؟
صدای موسیقی را چرا اینقدر زیاد کردهای؟
برای آنکه صدای معاشقهمان را کسی نشنود؟
ما تصادفاً امروز اینجا فقط برای گذراندن ثانیهها آمدهایم
ما تصادفاً امروز اینجا فقط برای فتح ثانیهها آمدهایم
یک لیوان آب میوه بعد از آن همه فعالیت میچسبد
چیزی که در این آب میوه نریختهای؟
در را قفل نکردهای؟ باور کنم که دارم میروم؟
وقتی داری خداحافظی میکنی، با دستانت گلویم را نخواهی فشرد؟
ثانیهها گذر کردهاند ما فتح شدهایم
من میروم
آیا باید باور کنم که این ماشین مرا به خانهام میرساند؟
...