نوشتهی اِل
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چونان نماند و چونین هم نخواهد ماند
سالها که میگذرد با خود فکر میکنم با هر قدمی که به جلو گام برمیداریم، چند گام به عقب رفتهایم... میخواهم از مسیری بگویم که برای خود برای رسیدن به مقصد در پیش گرفتهایم... میتوان بهیقین گفت که ما در مسیر هستیم و گامهای ما به جایی دارد نزدیک و نزدیکتر میشود که امید است مقصد باشد... ولی ضرورت این پرسش را نباید هیچگاه از یاد برد که در هر دم از خود بپرسیم در کجای کار هستیم... چراکه گامهای ما هستند که مسیر را میسازند و مهمتر از آن مسیر ماست که به مقصد چشمانداز و حضور میدهد... پس برای هر پرش در هر زمان باید خیز برداریم تا بتوانیم هر لحظه و در هر زمان خود را مرور کنیم...
هماکنون که سال نوی خورشیدی را پیشِ رو داریم... هماکنون که تجربهی زیستهی فعالیتهایی برای برابری حقوق و آزادیهای جنسی را پشتِ سر داریم... در این زمان که ایران ما چیزی شبیه ایران ما نیست که شاید بتوانیم دوباره ایرانمان را داشته باشیم... هر گام ما در این مسیر میتواند ضامن و سازندهی هدفی باشد که دیر یا زود میسر میشود ولی کیفیت و موقعیت این هدف بسته به مسیر و کیفیت حضور ماست... هر کدام از ما...
برقرار باشید و سزاوار بهارهای همیشه
من نه آنام که زبونی کشم از چرخ فلک